الف صاد

بررسی رمان"همیشه شوهر" داستایوفسکی

شنبه, ۲۰ دی ۱۳۹۳، ۰۷:۲۶ ق.ظ

کوتاه نوشت بر رمان"همیشه شوهر" داستایوفسکی

از این نویسنده جز زندگی نامه ای مختصر چیز زیادی نمی دانم و بیشتر از چند رمان اش را خوانده ام ، ولی انچه مرا به شگفت می اورد نگارش بی بدیل و سوژه های داستانی و نگارش داستایوفسکی است.گاه تعریف یک چیز است و لمس ان چیزی دیگر است و بایستی هر کسی به لذت ان پی ببرد و به نظرم هر کس یه اندازه معرفتش به لذت ناب خواهد رسید. . قبل از خواندن رمان از شیوه نگارشش میخوانم و حس میکنم سطر سطر داستانش مردی خودش را بیرون میکشد که داستایوفسکی است .

داستان همیشه شوهر جذابیت های بی نظیری داشت رابطه ای ساده اما پیچیده ، رفتارهای ساده اما پیچیده ، پر از کنش ها و کلمات متاقض که زیبایی اثر را دو چندان می کرد.

در رمان انچه که لذت مرا بر انگیخت بیان احساس در قالب کلمات بود که بتوان ان را درک کرد احساس را به صورت یک عمل رفتاری نشان دادن شاید بارها برای ما اتفاق افتاده است اما زیبایی این بیان را باید در اثار داستایوفسکی دید مثل وقتی که می گوید" ناگهان به یاد این خشم وحشتناک خود افتاد، ناراحت شد مثل وقتی که کسی مچ او را در حین ارتکاب گناه کبیره ای گرفته باشد ."

 

فوق العاده زیبا بود شاید ما یاد گرفته ایم که بگوییم عصبانی هستم ، ناراحت هستم یا خوشحالم ولی توصیف و بیان این احساس د ر قالب یک عمل که وضوح بیشتری برای مخاطب دارد زیرکی خاص خودش را دارد تا بتوان مخاطب را به حس و حال اثر نزدیک تر کرد .

رمان همیشه شوهر مخاطب را در سراسر داستان زنده نگه میدارد اگر چه برای من به شخصه که سریع خسته داستان می شوم با زنده کردن و گره های کوچک و جانبخشی به صحنه ها با صدا و تصویر و نور مرا با خود نگه میدارد و ذهنم را روشن میکند تا با شخصیت ها داستان همه جا بروم و حس کنم در کنار انها هستم اما سکوت کرده ام و تماشا می کنم

یکی دیگر از کارهای داستایوفسکی به نظرم ذهن خوانی مخاطب است که به شیوایی بیان شده است و سعی کرده است که سوالات مخاطب را بفهمد و قبل از اینکه مخاطب انها را بپرسد انها را در دل داستان بیاورد و رفع کند و گره را کمی انور تر از ذهن مخاطب محکم کند اگر چه روال داستان به سادگی پیش می رود پیچیدگی و کشش خود را داشته باشد .

بیان تجربه های مشترک در داستان برای نوع انسانی فراتر از زمان و تاریخ نیز در داستان مشهود است زیرا من هم به شخصه در این زمان در جغرافیای دیگر با جنسیتی حتی متفاوت میتوانم سر تکان دهم و بگویم می فهمم چه میگوید بی زمانی و بی تاریخی و جغرافیا بودن یک اثر ان را جاودانه می کند و شاید گفت که ان را به یک اثر کلاسیک تبدیل می کند .

منظور از اثر کلاسیک در اینجا نه صرف یک زمان خاص بلکه انچیزی است که یک اثر را در تاریخ جاودانه می کند است . 

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۳/۱۰/۲۰
الهام صباحی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی