الف صاد

قصه زندگی عباس معمولی است پسری که در هیجده سالگی برای خودش در آرایشگری استادی ماهریست درآمد خوبی دارد و هیجده سال پس مصرف انواع مواد مخدر زن همسایه با تلنگری زندگی اش را به هم می ریزد در ادامه داستان زندگی عباس را می خوانید.

به گزارش اترک نیوز، با هماهنگی هایی که درمرکز ترک اعتیاد انجام شد مشغول صحبت با دکتر رامتین جهانگیری هستیم تا مددجوی که هماهنگ شده است برای مصاحبه بیاید، عباس در می زند و وارد اتاق می شود بعد از احوال پرسی می گوید که زندگی من معمولی است می خواهم با گفتن قصه زندگی ام بگویم اعتیاد را در زندگی تان عادی نکنید عادی نیست .

عباس چهل سال سن دارد و چهار سال است که دوره پاکی را می گذراند و آشنایی با مواد مخدرش را اینگونه تعریف می کند:

تریاک و سیگار را از بچگی در میان خانواده و اقوام دیده بودم در مهمانی ها و دور هم جمع شدن ها معمولا تریاک و شیره هم بود مسئله تازه ای نبود هر کس هم پای این بساط بود توجیهی برای خودش داشت یکی می گفت: تفننی هست دیگری می گفت: هفته ای یک بار مصرف می کند.

اما کسی نمی دانست که مصرف مواد چیزی نیست که بتوان کنترلی مصرف کرد و زمانی که افسارت به دستش بیفتند کارت تمام است.

سیگار را از راهنمایی شروع کردم کسی هم اصراری به سیگاری کردنم نداشت خودم سیگار را انتخاب کردم شاید حس می­کردم حس مردانگی می دهد حدود هیجده سالگی پدرم برای من و برادرم مغازه ای آماده کرد و با هم دیگر آرایشگری می کردیم در کارم استادی شدم و آرایشگاه همیشه شلوغ بود کم کم پاهایم به دلیل سرپا بودنم شروع به درد کرد، گاهی از درد ناله می کردم و پاهایم را ماساژ می­دادم .

یک روز دوستانم به من پیشنهاد دادند که یک دود شیره بکشم تا درد پاهایم آرام شود. بیشتر از سه دود نکشیدم حالت تهوع گرفتم و بالا آوردم بعد ظهر سرکار احساس سبکی می کردم درد جسمی ام خوب شده بود و سرحال بودم بیشتر از روزهای قبل کار کردم .

پس دوستانت باعث اعتیادت شدند ؟

محکم و قاطع می گوید: نه . این باور را دارم که هیچ کس را به زور معتاد نمی کنند تا خود آدم دلش نخواهد نمی شود. من از اول برای امتحان هر کاری وسوسه می شدم و کنترلی به آن نداشتم اول سیگار بعد شیره ، شیشه و کراک مصرف کردم وقتی معتاد بشوی وسوسه به سراغت می آید که بقیه مواد را هم امتحان کنی تا نشگی آن ها را هم بفهمی.

نئشگی  مواد با هم متفاوت است ؟

حال مواد حالی نیست که همیشگی باشد این حال تا یک زمان محدودی هست همین که اعتیاد  پیدا کردی و مصرفت مداوم شد دیگه حالی بهت نمی دهد این حال فقط در زمانی است که تازه مصرف کرده ای بعد باید آنقدر مواد مصرف کنی تا به حالی برسی که میخواهی، اینجاست که از بین می روی .

چه موادی  امتحان کردی ؟

با شیره شروع کردم اما وقتی مصرف می کردم صبح ها دیر و سخت از خواب بیدار می شدم ساعت 12 ظهر اول صبح من بود تا اینکه گفتن کراک مصرف کن و شیره را ترک کن وقتی اطلاعاتی نداشته باشی حرف هر کسی را باور می­کنی کراک را شروع کردم وقتی مصرف کراک شروع کردم زردی چهره ام برطرف شده بود چاق شده و سرحال تر بودم تا اینکه شیشه وارد بازار شد و گفتند که مصرف شیشه "مثبتی" ندارد یعنی مثل تریاک و شیره وابستگی پیدا نمی کنی اما خودم بهتر می دانستم که همه مواد وابستگی دارند.

برای تهیه اش مشکلی نداشتی؟

نه چون کار می­ کردم مشکلی نداشتم و هزینه های اعتیادم را خودم تامین می کردم خیلی ها با همین موضوع خودشان را توجیه می کنند که پول دار هستند و مشکلی برای تامین هزینه موادشان ندارند اعتیاد ربطی به ثروتمند بودن ندارد خدا پدرم رحمت کند می گفت: عباس جان حتی اگه "کوه بابا موسی" طلا بشود معتاد که باشی تمام می شود . اما من گوشم بدهکار نبود می­گفتم جوانم و کار می­کنم .

برخورد خانواده ات با قضیه اعتیادت چطور بود ؟

مادرم اول از همه متوجه شد وقتی با یک سری افراد رفت وآمد کنی همه متوجه می شودند ولی کاری نمی توانست بکند پدرم با اینکه نا بینا بود مثل اینکه به او گفته بودند و خبر داشت گاهی دستش را به زانویم می کشید و میگفت عباس جان گوشت تنت آب شده کمی به فکر خودت باش اما وقتی معتاد باشی به هیچ چیز توجهی نداری. وقتی هم ازدواج کردم همسرم از اعتیادم اطلاع داشت با همدیگر مشکلی نداشتیم هیچ وقت به خاطر ندارم با یکدیگر دعوا کنیم یا چیزی بشکنم بلکه زندگی آرامی داشتم و از زندگی ام راضی هستم، هر کسی با من آشنا بود می گفت: عباس نکش حیف تو و جوانی ات نیست اما چون درآمد داشتم گوشم بدهکارنبود.

چی شد که بعد ازهیجده سال مصرف انواع مواد مخدر با اینکه به ظاهر مشکلی نداشتی تصمیم به ترک گرفتید ؟

دختر کوچکی دارم که یک روز دستش را گرفته بودم و در کوچه با  یکدیگر راه می رفتیم حدود یک سالش بود همسایه ای داشتیم که  گاهی برای مصرف مواد با پسرش به خانه آنها می رفتم زن میانسال مهربانی بود مرا با دخترم دید و بهم گفت :ببین خدا به تو چی داده ، تا به حال به بچه ات نگاه کردی؟ حیف این بچه نیست تو به بچه ات باید نگاه کنی و نئشه بشی . همین یک جمله اش زندگی ام را بهم ریخت با خودم درگیر بودم که بچه ام چند سال دیگر بزرگتر بشود چیکار کنم؟

چطور ترک کردی؟

برای ترک ابتدا خودم شروع کردم و مواد یک باره کنار گذاشتم ولی روزی دو سه بسته سیگار می­کشیدم ، بعد هم به کلینیک مراجعه و تحت نظر مشاور بودم و گروه هایNAهم شرکت می کردم ولی ترجیح می دادم بیشتر با مشاورم صحبت کنم چون وقتی مواد ترک می­ کنی حس می­کنی چیزی را گم کرده ای.خیلی ها می گفتند ترک کنیم که چی بشه! اما من مواد را به خاطر خود مواد کنار گذاشتم.هر کسی هم که باشی وقتی معتاد باشی آبرو و اعتباری نداری حتی اسمش هم تنفر آور است. ترک اعتیاد یک معجزه در زندگی ام بود.

تجربه شما؟

مشکلی که ما داریم این است که از تجربه کسی استفاده نمی کنیم و فکر می­ کنیم ما متفاوت از تجربه دیگران هستیم، اما این طور نیست به جای اینکه تجربه ای برای دیگران بشویم از تجربه دیگران استفاده کنیم .

انتهای پیام / ص

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۴/۰۵/۱۹
الهام صباحی

نظرات  (۱)

۲۱ شهریور ۹۴ ، ۰۱:۱۵ آبدارچي كاروان
اينو بخونين .... خدا رحم كنه....
http://iusnews.ir/fa/news-details/178548/%D9%88%D8%B6%D8%B9-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%DB%8C%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D8%AC%D9%88%DB%8C%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%88%D9%84%D8%AA%DB%8C/
پاسخ:
چشم حتما

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی