الف صاد

تمام دستم میشود حلقه دور انگشت اشاره اش
نگاهم در نگاهش نمیگنجد
و من اشفته اغوشش ارام نمیگیرم
مرا نمیبیند
محو ابی اسمان چشمانش میشوم
مات و مبهوت خیره به بودن و نبودنش
لبخند میزند و
گلابی میچیند
یادم میرود
انگشت اشاره اش را
تمام دلواپسی هایم را با طعم گلابی می فروشم
از خواب میپرم
مست بوی گلابی
چشمان همیشه ابی
بودنی همیشه غایب
کاش کمی در اغوشم میگرفت ...

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۴ مرداد ۹۲ ، ۱۶:۴۰
الهام صباحی

"مستم اما جام سیصد العفو گم شده است

جام بر دستم به هفتاد استغفر پر شده است

ربنا در میان هفت دوزخ گم شدم

من به ذکر هدا مقام عائذ ایمن شدم "

الف صاد

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۲ ، ۰۰:۴۲
الهام صباحی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۸ تیر ۹۲ ، ۰۱:۰۱
الهام صباحی

نکته:هرگز نباید دست به نوشتن مطلبی ببرید مگر اینکه پیش از آن بدانید که بشر تا کنون در باب این موضوع به کجا رسیده است. این کار از دوباره‌کاری جلوگیری می‌کنند. باید توجه داشت که «گاری را نباید دوبار اختراع کرد».

۱ نظر موافقین ۴ مخالفین ۰ ۰۷ تیر ۹۲ ، ۱۱:۳۸
الهام صباحی