الف صاد

۷ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۳ ثبت شده است


امروز دوشنبه است ...یقین دارم 
وقتی نمی آیی 
چه فرقی میکند جمعه باشد یا سه شنبه ...................

۸ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۲ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۴:۳۳
الهام صباحی

پر از سوال 

شازده دنیای شما شده ام 

اهلی ام کنید 

۴ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۲ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۹:۵۳
الهام صباحی

امروزه در عصر سرعت و شلوغی های تکنولوژی ،انسان به دنبال آن است که از این تنش ها و پیچیدگی های زندگی رها شود و برای لحظه ای هم که شده است به خود بپردازد و دقایقی را در خود فرو برودو در چگونگی زندگی اش تامل بکند.این نیاز به خلوت و تنهایی به صورت ذاتی در انسان وجود دارد نیاز به تنهایی و خلوت ممکن است به صورت ناخودآگاه یا خودآگاه به وجود آید. شکل ناخودآگاه این امر حالتی عمومی و رایج است، اما شکل خودآگاه نیاز به تنهایی و خلوت از حالات متعالی و معنوی انسان سرچشمه می‌گیرد.در این حالت احساس نیاز به تنهایی در انسان به صورت ناگهانی و گذرا بروز نمی‌کند، بلکه این خود انسان است که به سراغ چنین لحظاتی می‌رود و زمان‌هایی را برای تنهایی و خلوت خود به وجود می‌آورد.

اعتکاف خلوتی است که در دین اسلام پاسخگوی این نیاز انسان به تنهایی را برآورده است .و به این نیاز بشر غنا ،جهت و معنا بخشیده است .اگر چه اعتکاف خود یک عبادت است ولی شامل بهترین عبادات هم می شود از جمله نماز ،روزه ،حضور در مسجد و اعتکاف است . در فضیلت آن همین بس که معادل طواف خانه خدا قرار گرفته شده است.

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۱۶ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۰:۱۰
الهام صباحی

جغرافیای بودنت

در میان جبر خطوط

هندسه خودخواهی ماست

کمی سر بزیر باش

تیزی نگاهت را به مستی پرگار ببخش

ازادی ات را تمبر میکنم

افتخار پشت افتخار

حضرت حضرت برایت دست میزنم

شاید تلخندت به لبخندی برای سوژه عکاسان شود

اسوده باش 

ما هستیم

عجیب بودنت اجباریست

کسی  سوت پایان را بزند

سربازی ،سر  بازی   خطا کرد...

۹ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۹۳ ، ۲۳:۳۶
الهام صباحی

تنهایی واژه ای است که همراه با ترس و اضطراب است .تنهایی و ملازم ان ترس و اضطراب از نبود دیگران ناشی می شود و این دیگران یک کلمه کلی است که همه چیز را در هستی شامل می شود .

ادمی از اغاز با ترس تنهایی مواجه شده است و از همان ابتدا به فریاد بر خاسته است .ترس از جدایی از دنیایی که با او زیسته است و رهایی از ان با وحشتی همراه است  .و برای فرار از این وحشت و جدایی به دیگران پناه می برد و انس می گیرد تا خاطرش را دمی ارام بخشد.اما این ارامش را چگونه کسب میکند با سینه مادر ،با محبت دیگران ،یا با عشق به هستی مطلق ...این مسکن ها همه در طول هم هستند و انسان با توجه به رشد معرفتی خود پیش می رود تا به ارامش واقعی برسد یا ازاین دنیای با دیگران به دنیای وحشت زای دیگری برود وباز هم ،وحشتی انسان در بر می گیرد که نقطه اصلی ان تنهایی است .

اما به راستی  برای اینکه انسان به ان ارامش واقعی برسد چه باید بکند ؟چگونه تنهایی اش را  هضم کند ؟

انسانی که تنهایی اش را نفهمد و نخواهد که بفهمد  سر گردان دیگرانی خواهد بود که او را در بر گرفته اند .یا با ان ها دور چین شده است .

ادمی با درک وجود هستی بخش  و اعتماد به ان ارام می گیرد مثل نوزاد درون رحم مادر با وجود تنهایی ارام  است و اعتماد دارد  و حتی پس از تولد با وجود وحشت اولین کسی که به او انس میگرد و اعتماد میکند مادر است .و با سینه اش بر تنهایی اش مسکنی قرار میدهد .انسان وقتی معنای تنهایی را درک میکند که خود را می شناسد و وقتی معنای تنهایی اوج میگیرد که خود را خدای خود می داند و تنهایی فقط مختص خداست و بس .

انسان اگر به هستی بخش اتصال یابد تنهایی اش رنگ دیگری می گیرد با وجود تنها بودن ارام است و نیازمند دیگر تنهاهای عالم نیست زیرا  به خالق و هستی بخش خود اعتماد کرده و ایمان اورده است و تنهایی اش رنگی از ایمان گرفته است .

پس انسانی در صورتی  بر تنهایی اش چه به صورت بین فردی و چه به صورت درون فردی فائق می اید که به هستی مطلق متصل شود .این اتصال به هستی هر دو تنهایی را در بر می گیرد و او را بی نیاز میکند ورنگی از تازگی که همانا عشق است را به انسان می دهد .و انسان را عاشق می کند. و تنهایی در یک رابطه عاشقانه با هستی مطلق  معنایی ندارد .

۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۵ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۳:۰۵
الهام صباحی

زیر چادر بوسه بر لب 

لب به لب مستی به حکمی 

عقل آروغ می زند 

حال من 

وقتی که عاشق می شود

۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۱ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۹:۳۴
الهام صباحی
لنگ میزند پایی که  سرش سودایی تو نباشد 
لرز بر میدارد اندامی که دلش هوای تو نباشد 
سر تا پا همه تقصیر
رو ح و جسم همه اشوب 
کجایی 
بیا 
واین مدعی را به بسم لهی قربانی کن ....
۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ ارديبهشت ۹۳ ، ۱۱:۲۴
الهام صباحی