الف صاد

۶ مطلب در فروردين ۱۳۹۴ ثبت شده است


* اولین بار بود که می خوندم شاید اگر پاتوق هم نبود نمیخوندمش نه اینکه خوشم نیاد قضیه این نیست .یه پیشینه شنوایی که هر کی خونده افسردگی گرفته یا به مرز خودکشی رفته و از این حرفا . بماند که عاشق کتاب های ممنوعه بودن خودش کلی حال داره . این از هیجانات دبیرستان بود که همونجا هم خفه شد. الان هم اگر چه ممنوعه ها لذت دارند ولی کتاب ممنوعه حتی لذت ذهنی هم نداره به نظر ممنوع بودنش فقط یه شوخی مسخره است . بوف کور ممنوع نیست.

بوف کور یه باره بالا کشیدم . بدون نئشگی خاصی از کتاب و تنها لذت های انی از قلپ هایی که گاه وجودم را به لرزه می انداخت گفتم خب که چی . کتاب را کنار بالشم گذاشتم و خوابیدم ....زهی خیال باطل خوابم نبرد تا خود صبح بیدار بود غلت زدم و حرف زدم و فکر کردم اما خوابم یادم رفت انقدر که درگیر خودم شدم . 

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۷ فروردين ۹۴ ، ۱۹:۴۶
الهام صباحی

خانه خرابت شدم

برگرد 
دلم هوای بوی کاهگل کرده 
بوی تنت را
بوسه های دستت را
خنده های ریزت
چادر رنگی ات را
خلاصه کنم
دلم
بوی بودنت را می خواهد 
بوی تنت را

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ فروردين ۹۴ ، ۱۰:۳۶
الهام صباحی

تنها که باشی
همه چیز مزه همه چیز میدهد ...
چایم طعم لبانت را دارد ...
و بوی تنت را ...

۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ فروردين ۹۴ ، ۰۹:۱۲
الهام صباحی


یمَن کشوری عربی در جنوب غربی آسیا و در جنوب شبه جزیره عربستان واقع در خاورمیانه و پایتخت آن شهر صنعا است. حدود ۵۲۷٬۹۶۸ کیلومتر مربع گستردگی دارد و دارای دو ساحل مهم است، ساحلی غربی در کرانهٔ دریای سرخ و ساحلی جنوبی در کرانهٔ دریای عرب، همچنین دارای چند جزیره‌است که مهم‌ترین آنها جزیره سقطره در دریای عرب و جزیره حنیش در دریای سرخ است.

منطقه یمن در سال ۱۷۵۰ در قلمروی حکومت عثمانی قرار گرفت. با سقوط امپراتوری عثمانی در پایان جنگ جهانی اول یمن به سرپرستی بریتانیا درآمد و در سال ۱۹۲۲ به استقلال دست یافت. در گذشته حکومت یمن در دست امیری ملقب به «امام یمن» بود که شخصاً کشور را اداره می‌کرد. از سال ۱۹۶۲ حکومت یمن به جمهوری تبدیل شد در این سال عبدالناصر با استقرار ۶۰٬۰۰۰ نیروی مصری در یمن، حکومت را از زیدی‌ها گرفت و به طرفداران خود سپرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۶ فروردين ۹۴ ، ۲۰:۳۴
الهام صباحی

موهایم 
خط در میان سیاه وسپیدند
مثل با هم بودنمان
امشب 
موهایم را رنگ شب میکنم 
تا بیای
سپید خواهد شد ...

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۶ فروردين ۹۴ ، ۲۰:۳۱
الهام صباحی

یک ...دو ...سه ...

باز هم پشت سر هم دقیقه ها ...روزها ...هفته ها ...ماه ها ...می گذرد سر نشانه اش می شود تقویم شمسی ، قمری ، میلادی چه فرقی میکند ...

اما من ...همین من ساده 

دوست دارم 

سر نشانه های زندگی ام را خودم بگذارم ...

سال هایم را ،ماه هایم را ، هفته هایم را ، روز هایم را و تک تک دقیقه هایم را دلم میخواهد خودم نشانه بگذارم ...

اسم بگذارم 

نشانه هایی از تو 

نشانه هایی از خودم 

و تقویمم را خودم بسازم 

گردِ گرد 

شاید مربع 

و یا مثلث 

انوقت کنار ضلع هایش قایم باشک بازی کنیم 

هر چه باشد 

اغاز و پایانش 

تو را می گذارم 

خودم را می گذارم 

او را می گذارم 

انوقت انقدر می چرخیم 

تا سرمان گیج برود 

و داد بزنیم 

عمو زنجیر باف ...

همدیگر را بغل کنیم و انقدر بخندیم که دلمان درد بگیرد 

بازی چرخ و فلک را با تاب بازی عوض کنیم 

شاید هم سرسره

الاکلنگ 

چه فرقی میکند 

دنیای من بازی است 

روزهایم را خودم خواهم ساخت مثل دنیای کودکی ام ...

شاد ، شاد، شاد ....


۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۰۴ فروردين ۹۴ ، ۱۲:۱۱
الهام صباحی